فتح خیبر توسط مولا علی
آیا ماجرای فتح خیبر و کندن در قلعه توسط حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام واقعیت داشته و مستند است؟ لطفاً آدرس دهید.

به منکران علی(ع) میرسانم این ندا
اگر علی(ع) نبود مسلمانی هم نبود

آیا ماجرای فتح خیبر و کندن در قلعه توسط حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام واقعیت داشته و مستند است؟ لطفاً آدرس دهید.

به منکران علی(ع) میرسانم این ندا
اگر علی(ع) نبود مسلمانی هم نبود


الْحَمْدُ للهِِ النَّاشِرِ فِی الْخَلْقِ فَضْلَهُ، وَ الْبَاسِطِ فِیهمْ بِالْجُودِ یَدَهُ. نَحْمَدُهُ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ، وَ نَسْتَعِینُهُ عَلَى رِعَایَةِ حُقُوقِهِ، وَ نَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلهَ غَیْرُهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ بَأَمْرِهِ صَادِعاً، وَ بَذِکْرِهِ نَاطِقاً، فَأَدَّى أَمِیناً، وَ مَضَى رَشِیداً; وَ خَلَّفَ فِینَا رَایَةَ الْحَقِّ، مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زَهَقَ، وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ، دَلِیلُهَا مَکِیثُ الْکَلامِ، بَطِیءُ الْقِیَامِ، سَرِیعٌ إِذَا قَامَ، فَإِذَا أَنْتُمْ أَلَنْتُمْ لَهُ رِقَابَکُمْ، وَ أَشَرْتُمْ إِلَیْهِ بِأَصَابِعِکُمْ، جَاءَهُ الْمَوْتُ فَذَهَبَ بِهِ، فَلَبِثْتُمْ بَعْدَهُ مَا شَاءَ اللهُ حَتَّى یُطْلِعَ اللهُ لَکُمْ مَنْ یَجْمَعُکُمْ وَ یَضُمُّ نَشْرَکُمْ، فَلا تَطْمَعُوا فِی غَیْرِ مُقْبِل، وَ لاَ تَیْأَسُوا مِنْ مُدْبِر، فَإِنَّ الْمُدْبِرَ عَسَى أَنْ تَزِلَّ بِهِ إِحْدَى قَائِمَتَیْهِ، وَ تَثْبُتَ الأُخْرى، فَتَرْجِعَا حَتَّى تَثْبُتَا جَمِیعاً.
انواع دعا ، روش دعا کردن ، چگونگی دعا
ابو بصیر از حضرت صادق – علیه السلام – در مورد دعا و بالا بردن دستھا سوال کرد؛ فرمودند:
• على خمسه اوجه : اما التعوذ فتستقبل القبله بباطن کفیک ، و اما الدعاء فى الرزق فتبسط کفیک و تفضى بباطنھما الى السماء، و اما التبتل فا یماوک باصبعک السبابه ، و اما الا بتھال فترفع یدیک مجاوزا بھما راسک ، و اما التضرع ان تحرک اصبعک السبابه مما وجھک و ھوالدعاء الخیفه .
یعنى : پنج صورت دارد:
اول – براى پناه بردن به خدا، کف دو دست را باید رو به قبله قرار دھى .
دوم – براى طلب روزى ، دستھایت را مى گشایى و کف آن را به طرف آسمان مى گیرى .
سوم – براى انقطاع به درگاه خدا با انگشت سبابه اشاره مى کنى .
چھارم – براى زارى کردن ، دستھایت را کشیده از سرت ھم بالاتر مى برى .
پنجم – براى تضرع ، انگشت سبابه را در برابر رویت حرکت مى دھى که این دعاى ترس است .
از محمد بن مسلم روایت است که امام صادق – علیه السلام – فرمود:
• مر بى رجل و انا ادعو و فى صلاتى بیسارى فقال : یا عبد الله ، بیمینک فقلت : یا عبد الله ، ان لله تبارک و تعالى حقا على ھذه کحقه على ھذه .
یعنى : مردى از کنارم گذشت در حالى که من در نماز بوده ، دست چپم را براى دعا بلند کرده بودم ، به من گفت : اى بنده خدا! با دست راستت دعا کن ، گفتم : اى بنده خدا! ذات اقدس الیه حقى بر این دست دارد ھمانند حقى که بر آن دست دارد).
و نیز فرمود:
• الرعبه تبسط یدیک و تظھر باطنھما، و الرھبه تبسط یدیک و تظھر ظاھر ھما، و التضرع تحر؟السبابه الیمنى یمینا و شمالا، و التبتل تحرک السبابه الیسرى ترفعھا الى السماء رسلا، و تضعھا رسلا والا بتھال تبسط یدیک و ذراعیک الى السماء، والا بتھال حین ترى اسباب البکاء .
یعنى : رغبت (و میل ) آن است که دو دست را گشوده ، باطنش را ظاھر سازى .
رھبت (و ترس ) آن است که دو دست را گشوده ، پشتش را ظاھر نمایى .
تضرع آن است که انگشت سبابه دست راست را به سمت راست و چپ ، حرکت دھى .
تب تل (و انقطاع ) آن است که انگشت سبابه دست چپ را به آھستگى بالا و پایین ببرى .
و ابتھال (و زارى ) آن است که ھر دو دست و ھر دو ذراع را به سوى آسمان بگشایى که ابتھال در وقت فراھم شدن وسایل گریه است .
از سعید بن یسار نقل شده است که حضرت صادق – علیه السلام – فرمود:
• ھکذا الرغبه و ابرز باطن راحتیه الى السماء. و ھکذا الرھبه و جعل ظھر کفیه الى اسماء. و ھکذا التضرع و حرک اصابعه یمینا و شمالا. و ھکذا التبتل یرفع اصابعه مره و یضعھا اخرى . و ھکذا الا بتھال و مد یده تلقاء وجھه و قال : لا تبتھل حتى ترى الدمعه .
یعنى : رغبت اینگونه است : در حالى که حضرت باطن دو دست ، خود را به سوى آسمان آشکار کرده بود.
رھبت اینگونه است : در حالى که پشت دو دست خود را به سوى آسمان گرفته بود.
تضرع اینگونه است : در حالى که انگشتنانش را به سمت راست و چپ حرکت مى داد.
تبتل اینگونه است : در حالى که انگشتانش را بالا و پایین مى برد.
ابتھال اینگونه است : در حالى که دستش را در برابر صورتش کشیده بود، آنگاه فرمود. ابتھال نکن مگر آنکه اشک را ببینى .
در حدیث دیگر آمده است که :
• الا ستکانه فى الدعاء ان یضع یدیه على منکبیه .
یعنى : فروتنى در دعا، قرار دادن دستھاست بر دوشھا.
عده الداعى، جمال السالکین شیخ احمد بن فهد حلى (ره)، ترجمه حسین غفارى ساروى.
