امام زمان(عج)

 
خواهي که در پناه کرامات سرمدي 
ايمن شوي زفتنه و ايمن زهر بدي
 
لبريز کن زعطر گلِ نور سينه را 
با ذکر سبز يک صلوات محمدي (صلي الله عليه وآله وسلم)

آسمون عصر های جمعه مثل من بهونه گیره(مناجات)

برای دیدن تصاویر در ابعاد واقعی روی عکس راست کلیک کرده و view imageرا انتخاب کنید.

 نظر یادتون نره (با نظرتون به ما کمک کنین)

امام سجاد

تو زیبایی عشق و اهل دینی

به شام عاشقان نور مبینی

تماشایی ترین روح پرستش

خدایت گفته زین العابدینی

مدینه صحن وکبوتر دوست دارم(شور)

یا غریب مدینه ادرکنی

مردک پست که روزی نمک حیدر خورد

نعره زد بر سر مادر به غرورم بر خورد

ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف

دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد.

آخر یه روز شیعه برات حرم میسازه ( شور )

یه شعر توپ

در کنار تو وجودم به خدا نزدیک است .هرکه نزدیک خدا شد به شما نز دیک است

توخودت حافظ من باش به یغما نروم .دام ابلیس به من در همه جا نزدیک است

اعتقاد دلم این است که در هییت ها .دست احسان کریمان به گدا نزدیک است

شکوه ای نیست اگر غرق مصیبت شده ام .طالب وصل همیشه به بلا نزدیک است

تا همین جا به خدا قافیه را باخته ام . مرگ این غم زده بی چون و چرا نزدیک است

دل بی تاب مرا روی گسل سا خته اند .غافل از یار شوم زلزله ها نزدیک است

هرکه دارد هوس کرببلا گریه کند .گریه کن ها سفر کرببلا نزدیک است

هرچه دور از حرم کرببلاییم ولی .باز هم شکر خراسان رضا نزدیک است

قضیه ی هام بن هیم از نوادگان شیطان ودیدار با رسول خدا

← دیدار با رسول خدا
امام صادق علیه‌السلام فرمود:« رسول خدا صلوات‌الله‌علیه در کوه‌های تِهامَه  مردی را دید که بر عصای بلندی به اندازه درخت خرما تکیه زده است. پس حضرت فرمود: این آواز جن است. جن گفت: من هام بن هیم بن لاقیس بن ابلیس هستم.
حضرت فرمود: حد فاصل تو و ابلیس، دو پدر می‌باشد؟
گفت: آری.


← سرگذشت
حضرت فرمود: بر تو چه گذشته؟
گفت: روزگارم را به بیهودگی گذراندم مگر اندکی از آن را. از روزی که قابیل ، هابیل را کشت من بودم. می‌توانستم حرف بزنم. اعتصام به حبل الهی نداشتم، در بیشه می‌گشتم و از تپّه‌ها بالا می‌رفتم و مردم را به قطع رحم با خویشاوندان و مال حرام دعوت می‌نمودم.
پیامبر صلوات‌الله‌علیه فرمود: بد سیره‌ای است روش پیری که در سنین کهنسالی به اندیشه می‌نشیند و جوانی که در سنین جوانیش در آرزوها و خیال‌پردازی، روزگار می‌گذراند.
آن جن گفت:من توبه کرده‌ام. آن زمان که همراه نوح علیه‌السلام در کشتی‌اش بودم و او را به دلیل دعایی که برای قوم خویش می‌نمود، ملامت کردم. حضرت نوح نیز مرا به توبه واداشت. پس از آن با هود علیه‌السلام، همراه با کسانی که به او ایمان آورده بودند، در مسجد آن حضرت بودم و او را نیز به جهت دعایی که برای قومش نمود، ملامت کردم. و با الیاس در شن‌زارها به سر می‌بردم و همراه ابراهیم علیه‌السلام بودم آن هنگام که قوم وی با او خدعه کردند و آن ‌حضرت را در آتش انداختند. من در میانه منجنیق و آتش بودم که خداوند آتش را بر آن حضرت سرد و سلامت ساخت. پس از آن، با یوسف علیه‌السلام بودم آن‌گاه که برادرانش به وی حسادت ورزیدند و او را در چاهی افکندند. من او را به ژرفای چاه بردم و او را غذا می‌دادم و بسان یک رفیق با او رفتار می‌نمودم. بعد از آن، در زندان نیز یار و انیس‌ وی بودم تا این‌که خداوند وی را از آن‌جا رهایی بخشید. سپس، همراه با موسی علیه‌السلام بودم. آن‌حضرت بخشی از تورات را به من آموخت و فرمود: اگر در زمان حضرت عیسی هم بودی، سلام مرا بدو برسان. من نیز عیسی علیه‌السلام را ملاقات کردم و سلام موسی علیه‌السلام را به ایشان رساندم و همراه آن حضرت بودم تا این‌که بخشی از انجیل را به من آموخت و فرمود:اگر در دوران حضرت محمّد صلوات‌الله‌علیه بودی سلام مرا به آن حضرت ابلاغ کن. پس ای رسول خدا! عیسی بر تو سلام می‌رساند.
رسول خدا صلوات‌الله‌علیه فرمود:بر عیسی، روح خدا و کلمه‌اش- تا آن زمان که آسمان‌ها و زمین پا برجایند- سلام و بر تو نیز سلام ای هام! که سلام آنان را به من رساندی. اگر درخواست و حاجتی داری، بگو.

ادامه نوشته

ام البنین

عباس تو سر لشکر گردان یمینی

هم فخر سمایی و هم شاه زمینی

هرجا ادبت وصف شود خلق بگویند

الحق ثمری ز حیدر و ام البنینی

پرمیگیرم از دیار غم(روضه)

یه شعر امام زمانی

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود


قلبم به چشم همزدنی سنگ می شود


آقا ببخش که سرم گرم زندگی است


کمتر دلم برای شما تنگ می شود


چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟


دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟


کاش در نافله ات نام مرا هم ببری


که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟

مرحوم بهجت میگه اشک روضت قد نماز شب فضیلت داره


شور

 

منو می‌شناسن ، به عنوان تو

فدای ذکر ، حسین جان تو

رسول تُرکِ ، تو رو که دیدم

شدم تو هیئت ، مسلمان تو

دیوونه که پی می نایاب باشه

بهتر از اینه که تو محراب باشه

تو عرف ما گریه داریم تا گریه

گریه خوبه برای ارباب باشه

ارباب ، من اونم که واسه عشق تو قید خودشم زد

ارباب ، چه سرنوشتی زهرا واسه نوکرات رقم زد

ارباب ، روی حواله مون مُهر یه اربعین حرم زد

کرببلا کرببلا ، اللهم الرزقنی

کرببلا کرببلا ، از حرم امام رضا

کرببلا کرببلا ، برم برنگردم ایشالا

******

میون صحنت ، مصلی داری

تو روضه ات عرش ، معلی داری

تموم عالم ، گداتون باشه

کنار سفره ات ، بازم جا داری

جزو اماکن مقدسی بود

هرجا واسه رقیه مجلسی بود

میخوام من و غلام تو بدونن

غلام سیاهت مگه کم کسی بود

ارباب ، کسی که به تو رو زد دیگه بی نیاز ز غیر شد

ارباب ، تو دستگاه تو هر کی اومد عاقبت بخیر شد

ارباب ، مثه رسول تُرک و علی گندابی و طِیِّب و زُهِیر شد

کرببلا کرببلا ، اللهم الرزقنی

کرببلا کرببلا ، از حرم امام رضا

کرببلا کرببلا ، برم برنگردم ایشالا

******

مریده عشقم ، مراده ارباب

چیو خواستم که ، نداده ارباب

درسته که راه ، زیاده ارباب

میام کربلا ، پیاده ارباب

مادر تو تو عرش هیءت داره

اکثر شبهاش خدا دعوت داره

مرحوم بهجت میگه اشک روضه ات

قدر نماز شب فضیلت داره

ارباب ، منو میشناسی مشتری هر سال عزاتم

ارباب ، بهشتم اگه پام وا بشه دنبال عزاتم

ارباب ، قیامت واسه شفاعت پی شال عزاتم

کرببلا کرببلا ، اللهم الرزقنی

کرببلا کرببلا ، از حرم امام رضا

کرببلا کرببلا ، برم برنگردم ایشالا

دریافت فایل

یه حرف دلی

(یاحسین)خیلی بدم اما منو با شمر محشورم نکن

ازخونه بیرون کن ولی از پشت در دورم نکن

تو حی و احیای منی اصلا مسیحای منی آقای من

گنجینه ی رحمت تویی قال الحبیب جنت تویی زیبای من

نور بهشتم روی تو قربون پیشونیت برم

قربون بوی سیب اون پیراهن خونیت برم

جمله یک جن درباره آیت الله بهجت

عقیق: حجت الاسلام روحی تعریف می‌کند:

خیلی از داستان‌هایی که آیت الله بهجت نقل می‌کردند که یک آقایی این چنین بود، خودشان را داشتند می‌گفتند. دوستان می‌گفتند: این خودش است. می‌گفتم: نه، دلیلی ندارد. تا اینکه شاید سی سال گذشت و از یک قضیه‌ای که اغلب آن را نقل می‌کردند به صحت این مطلب پی بردیم.


ایشان بارها می‌فرمودند: آن آقا در مورد جن چنین گفته. تا یک بار بچه‌های کوچک کتابی خوانده بودند و خیلی از جن وحشت کرده بودند. ایشان به بچه‌ها فرمودند: بیایید با شما کار دارم. من هم رفتم طرف دیگری و می‌خواستم مراقبت کنم که چه کار می‌خواهند بکنند آقا. دیدم به آن‌ها فرمودند: جن ترس ندارد، آن‌ها کاری به مومن ندارند. حالا کسی که سی سال می‌گفت یک آقایی، به این بچه‌های کوچک می‌گفتند: "من خودم وارد منزلی شدم(منزل عمویشان در کربلا) خواستم بروم داخل اتاق، صاحبخانه گفت: آن‌جا نرو جن دارد. گفتم: باشد به من کاری ندارند. رفتم داخل اتاق دراز کشیدم، عمامه‌ام را پهلوی خودم گذاشتم و عبایم را روی سرم کشیدم. پاسی از شب که گذشت، صدای پای آن‌ها را بیرون در اتاق می‌شنیدم. یک دفعه احساس کردم که یکی از این پاها به در اتاق نزدیک شد. از پنجره خودش را بالا کشید و داخل اتاق را نگاه کرد. دید که من اینجا خوابیدم. عمامه‌ام کنارم است. رفت به آن‌ها گفت: این لشکر خداست."


عصر از ایشان پرسیدم آقا، آن شخص حرف جن را چه طوری متوجه شد؟ فرمود: آخر آن جمله‌اش این بود: هذا خیل الله. سی سال به ما در خانه می‌گفتند: یک آقایی بود.
 

بین الحرمین*سرزمین عشق*

بین الحرمین سلام ما به عباس وحسین

نوکر شده ام نوکر این دو برادر شده ام

جان ها به فدات روز به روز زیاد میشن سینه زنات

بین الحرمین سلام ما به عباس وحسین(شور)

مدافعان حریم

 

‫خروش شیعه رعد آسمانی است

نفس هایش همه آتش فشانی است

نگاه چپ کنی بر قبر عباس (ع)

خودش آغاز یک جنگ جهانی است ...

______________________________________________

 

داعش بترس از این همه گرد و غبارها

اصلا به تو نیامده این گونه کارها

داعش بترس رحم به حالت نمی کنیم

داعش بترس از عجم از نیزه دارها

____________________________________________

 

اگر چه عشق هنوز از سرم نیفتاده
ولی مسـیر مـن و او به هم نیفتاده
 
به خواب سخت فرو رفته پای همت من
وگـرنـه اسـم کسـی از قـلـم نـیـفـتـاده
 
به غیر، کار ندارم به خویش میگویم
چرا هنوز به ابرویت  خم نیفتاده ؟!
 
بقیع شاهد زنده ، شبیه سامرا
که اتفاق از این دست کم نیفتاده
 
بماند اینکه به آن قوم رحم کرده حسین
هـنـوز سـفـره ی شـاه از کـرم نـیـفتاده
 
بماند اینکه چه خمپاره ها که آمده است
ولـی به حـُرمـت او در حـَرم نـیـفـتـاده
 
گذار پوست به دباغخانه می افتد
هنوز کار به دست عجم نیفتاده
 
اگـر کـه پرچم عباس ، روی گنبد رفـت
سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده
 
سه ساله خواست بگوید که دختر علیست
هـنـوز قـیـمـت تـیـغ دو دم ، نـیـفـتـاده !
 


دوسش دارم یه عالمه دختر پادشاهمه

تودادگاه عاقلا محکومم به جرم حب مرتضی محکومم میرم از این شهر راهمو میبندن به اشک چشم دیوونه میخندند

جرمم اینه داد میزنم حیدریم جرمم اینه دیوونه ی زنجیریم

 

دوسش دارم یه عالمه دختر پادشاهمه(شور)

 

ایوان نجف عجب صفایی دارد

هر دل كه شكست ره به جايي دارد                هر اهل دلي قبله نمايي دارد

با آنكه بُود قبلة ما كعبه ولي                          ايوان نجف عَجب صفايي دارد

 


نجف و حال وهوای زایءرادم سحر(شور)

یا زینب(س)

در عشق علامتی به جز زینب نیست

در صبر قیامتی به جز زینب نیست

آن جامه عصمتی که زهرا پوشید

زیبنده قامتی به جز زینب نیست

من دیدم من خسته سر بابام شکسته(شور)

من از این دنیا ندیدم خیری به غیر از هییت

 

http://s6.picofile.com/file/8176631818/IMG_20150312_WA0025.jpg

من از این دنیا ندیدم خیری به غیر از هیئت
الهی هیچ وقت نشه کم  از رو سر من سایت
آخر سر کاره خودش رو کرد اون یه ذره تربت
+
دلم از دوری کروبلاتون غم داره
براتم آمادست فقط امضا کم داره
اونم کار یه گوشه چشم علمداره
++
ای تاج سرم گر چه نوکرم
من  هم مثل تو  زهراست مادرم

***ثارالله حسین***

آقا ممنونم منو مثل حر نگاهم کردی
منو آوردی تو روضه و سر به راهم کردی
میبینم روزی  که زائر قتلگاهم کردی
+
با اینکه اینقدر از ما کم لطفی دیدی
زمین خوردم هرجا  تو به دادم رسیدی
خلاصه خیلی زحمته مارو کشیدی

دلم از دوری کروبلاتون غم داره
براتم آمادست فقط امضا کم داره
اونم کار یه گوشه چشم علمداره

++
دل دادم به تو نگی بم برو
اومدم بگم دوست دارم تورو

ای تاج سرم گر چه نوکرم
من هم مثل تو زهراست مادرم

***ثارالله حسین ***

از اینجا تا گنبد تو ارباب پریدن داره
ما بین صحن تو و عباست دویدن داره
همه میگن ضریح تو خیلی دیدن داره
+
من هرچی دارم از کرم زینب دارم
تو قلبم حصرت حرم زینب دارم
مثل عباس دستم علم زینب دارم

دلم از دوری کروبلاتون غم داره
براتم آمادست فقط امضا کم داره
اونم کار یه گوشه چشم علمداره
++
عشقت دل پذیر ای نعم الامیر
جون مادرت دستامو بگیر

ای تاج سرم گر چه نوکرم
من هم مثل تو زهراست مادرم

***ثارالله حسین ***

دریافت فایل