امام صادق

جریان  شهادت امام جعفر صادق

روزی منصور دوانقی به امام صادق نوشت :چرا مانند دیگران نزد ما نمی آیی؟ امام در پاسخ نوشت:ما (از لحاظ دنیوی)چیزی نداریم که برای آن از تو بیمناک باشیم.و تونیز از جهات اخروی چیزی نداری که به آن امیدوار گردیم و .... منصور نوشت: بیاید مارا نصیحت کنید. امام پاسخ داد:اگر کسی اهل دنیا باشد تورا نصیحت نمی کند و اگر هم اهل آخرت باشد نزد تو نمی آید.

به همین علت، منصور دوانقی به تکریم و احترام دیگران پرداخت تا امام را تحقیر کند. سخنگوی بنی عباس در شهر مدینه اعلام کرد که: جز  مالک ابن انس و ابن ابی ذئب کسی حق ندارد در مسائل اسلامی فتوا بدهد.به دنبال این جریان حکومت وقت با تمام امکانات خود به طرفداری ازمالک و ترویج از وی پرداختندتا از این رهگذر، مردم را از مکتب امام صادق دور کند. منصور بعد از این که متوجه شد که نمی تواند از نظر علمی و شخصیتی امام صادق را مغلوب سازد به فکر حذف و شهادت آن حضرت افتاد، تا این که بعد از چندین مر حله که شبانه به منزل آن حضرت یورش بردند ودر دل شب از منزل بیرون کشیدند و به تبعید مجبور ساختند، بالا خره در سال148 (بیست و پنجم شوال) بوسیله ی سم آن امام بزرگوار را مسموم وبه شهادت رسانیدند.


واز مشکاه الانوار نقل شده که مردی از اصحاب ایشان در هنگام شهادت بر ایشان وا رد شد. حضرت چندان لاغر وباریک شده که گویا هیچ از آن بزرگوار جز سر نازنینشان نمانده بود پس آن مردبه گریه درآمد. حضرت فرمود: برای چه گریه می کنی؟گفت: گریه نکنم، با این حال که شما را به این حال میبینم؟!فرمود: چنین مکن، همانا مومن چنان  است که هر چه به او رسد برای او خیر است، و اگر بریده شود اعضای او برای او خیر است. و اگر مالک شود مشرق و مغرب را برای او خیر است.

از ام حمیده نقل شده است که فرمود حضرت صادق در وقت شهادت چشم های خود را گشودندو گفتند: هر کس را که به من رابطه ی نزدیک وخویشاوندی دارد جمع کنید، پس همه جمع شدند پس آن جناب نظری به سوی آن ها افکندند و فرمودند:

 «انّ شفاعتنا لا تنال مستخفآ بالصلاه

همانا شفاعت ما به کسی که استخفاف کند نماز را نخوا هد رسید.

سلام بر امام رضا


زندگينامه امام رضا (ع)

نام: على بن موسي .

كنيه: ابوالحسن (چون كنيه امام موسى كاظم (ع) نيز ابوالحسن است، به امام رضا(ع) ابوالحسن ثانى نيز گفته مى‏شود).

القاب: رضا، صابر، رضى، وفى، فاضل و صديق.

از ميان لقب‏هاى فوق، «رضا» شهرت بيشترى دارد. علت اين كه آن حضرت را «رضا» ناميده‏اند، اين است كه پسنديده خدا در آسمان و مورد خشنودى رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (ع) در زمين بوده و دوستان و دشمنان به اتفاق از وى خشنود و راضى بودند.

منصب: معصوم دهم و امام هشتم شيعيان.

همچنين به مدت سه سال وليعهد مأمون عباسى بود.

تاريخ تولد: يازدهم ذيقعده سال 148 هجرى.

برخى مورخان تاريخ تولد آن حضرت را سال 151 هجرى و برخى ديگر سال 153 هجرى، پنج سال پس از وفات امام جعفر صادق(ع) دانسته‏اند.

محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: ابوالحسن، موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على‏بن ابى‏طالب(ع).

نام مادر: نجمه. نام‏هاى ديگرى نيز براى او نقل شده است؛ مانند: تكتم، اروى، سكن، ام البنين، شقرا، خيزران، سمانه، صقر و طاهره.

اين بانوى فاضله كه با تربيت حميده -مادر امام موسى كاظم(ع)- به كمالات انسانى و اخلاق اسلامى دست يافته بود، بهترين زنان عصر خويش در تعقل، ديندارى و حيا بود.

مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام موسى كاظم (ع)، در رجب سال 183، تا سال 203 هجرى، به مدت بيست سال. آن حضرت در سن 35 سالگى به امامت رسيد.

تاريخ و سبب شهادت: آخر ماه صفر سال 203 هجرى به وسيله زهرى كه مأمون عباسى در خراسان به آن‏حضرت خورانيد. حضرت رضا (ع) در هنگام شهادتش، 55 ساله بود. برخى سال شهادت آن حضرت رإ؛ ح‏ح سال 205 و برخى 201 هجرى دانسته‏اند.

محل دفن: مشهد مقدس (در استان خراسان، در كشور ايران).

همسران: 1. سبيكه يا خيزران، مادر امام محمد تقى (ع). 2. ام حبيبه (دختر مأمون). و چند ام ولد.

فرزندان: 1. امام محمد تقى (ع) كه پس از شهادت پدرش، در سن هفت سالگى به امامت رسيد.

علماى شيعه ايشان را تنها فرزند امام رضا (ع) دانسته‏اند؛ اما در برخى منابع، فرزندان ديگرى نيز براى آن حضرت ذكر شده است كه عبارتند از: 2. ابو محمد حسن. 3. جعفر. 4. ابراهيم. 5. حسن. 6. عايشه. 7. فاطمه.

اصحاب:
 

1. دعبل بن على خزاعى.
2. حسن بن على وشّاء بجلى.
3. حسن بن على بن فضال.
4. حسن بن محبوب.
5. زكريا بن آدم اشعرى قمى.
6. صفوان بن يحيى بجلى.
7. محمد بن اسماعيل بن بزيع.
8. نصر بن قابوس.
 
   

9. ريّان بن صلت.
10. محمد بن سليمان ديلمى.
11. على بن حكم انبارى.
12. عبداللّه بن مبارك نهاوندى.
13. حمّاد بن عثمان.
14. حسن بن سعيد اهوازى.
15. محمد بن سنان.

 

گفتنى است كه ،تعداد ياران و اصحاب آن حضرت، بيش از اين است و در اين جا تنها نام تعداد اندكى از آنان آورده شد.

زمامداران معاصر:
1. منصور عباسى (158-136 ق.).
2. مهدى عباسى (169-158 ق.).
3. هادى عباسى (170-169 ق.).
4. هارون الرشيد (193-170 ق.).
5. محمد امين (198-193 ق.).
6. مأمون عباسى (218-196 ق.).

پس از نبرد ميان امين و مأمون، فرزندان هارون الرشيد، براى به دست آوردن منصب خلافت و پيروزى نهايىِ مأمون بر امين، در سال 201 هجرى امام رضا (ع) به اجبار و اكراه مأمون به ولايت‏عهدى وى برگزيده شد. مأمون با اين كه در ظاهر براى امام رضا (ع) احترام ويژه‏اى قائل بود و ايشان را بر همگان، از جمله علويان و عباسيان، مقدم مى‏داشت، اما در ضمير خود، به مقام علمى و اجتماعى آن حضرت حسد مى‏برد و كينه ايشان را در دل داشت. سرانجام نيز با توطئه‏اى پنهان، آن حضرت را به شهادت رساند.

رويدادهاى مهم :

1. زندانى و مسموم شدن امام‏كاظم(ع)، پدر امام‏رضا(ع)، به‏دستور هارون‏الرشيد.

2. جنگ خونين ميان مأمون و امين، فرزندان هارون الرشيد، و نذر مأمون مبنى بر واگذارىِ أمر خلافت به افضل آل ابى‏طالب (ع) در صورت پيروزى بر امين.

3. پيروزىِ مأمون بر امين و گسترش سيطره مأمون بر آفاق اسلامى و قصد ظاهرى او بر وفاى به نذر.

4. درخواست مأمون از امام رضا(ع) براى رفتن از مدينه به خراسان، درسال 200 هجرى.

5. حركت امام رضا (ع) از مدينه و گذشتن از شهرهاى بصره، بغداد، قم و نيشابور و رسيدن به مرو (مقر حكومت مأمون).

6. استقبال بى‏نظير مسلمانان شهرهاى بين راه (مانند قم و نيشابور) از امام‏رضا(ع) و ظهور كرامات و معجزات فراوان از آن حضرت.

7. استقبال مأمون از امام رضا (ع) و مراعات احترام آن حضرت و مقدم داشتن ايشان بر علويان و عباسيان.

8. وادار كردن امام رضا (ع)، توسط مأمون براى پذيرش ولايت‏عهدى.

9. پذيرفتن امام رضا (ع)، ولايت‏عهدىِ مأمون را مشروط بر عدم دخالت در امور كشوردارى، در سال 201 هجرى.

10. ضرب سكه به‏نام امام‏رضا(ع) و خواندن خطبه به‏نام آن‏حضرت، در منابر و محافل، و بزرگ آوازه نمودن مقام ايشان در شهرهاى مختلف اسلامى به‏دستور مأمون.

11. تزويج ام حبيبه، دختر مأمون به امام رضا (ع) و نامزدىِ ام الفضل براى امام‏محمد تقى (ع)، توسط مأمون عباسى.

12. دستور مأمون به مردم مبنى بر كنار گذاشتن بدعت عباسيان در پوشيدن لباس سياه و تغيير آن به جامه سبز.

13. تشكيل جلسه‏هاى مناظره امام رضا (ع) با رؤساى مذاهب واديان (مسيحيت، يهوديت، صابئين، زرتشتى و...) درباره مسائل كلامى، به دستور مأمون.

14. انتقال مقر خلافت و تشكيلات حكومتىِ مأمون از مرو به بغداد به خواست امام رضا (ع).

15. خروج امام رضا (ع) به همراه مأمون، فضل بن سهل و تمامىِ دست اندر كاران حكومتى از مرو.

16. سوءقصد به فضل بن سهل و كشته شدن او در حمام سرخس، به توطئه مأمون، در سال 203 هجرى.

17. نصيحت امام رضا (ع) به مأمون در مراعات شؤونات دينى و مردمى.

18. حسد وكينه تدريجىِ مأمون به امام رضا (ع) و پنهان نگه داشتن آن.

19. مسموميت و شهادت امام رضا (ع) به دستور پنهانىِ مأمون، در روز آخر صفر سال 203 هجرى.

20. سوگوارى و غمگين شدن ظاهرىِ مأمون در شهادت امام رضا (ع) و به خاك‏سپارى آن حضرت در كنار قبر هارون الرشيد، در قريه سناباد، از دهستان نوقان (مشهد كنونى). 

دانستنیهای قرآنی


                  قرآن

قرآن دارای 114 سوره است.


قرآن دارای  6236  آیه است.

قرآن 114 بسم الله الرحمن الرحیم دارد.

قرآن دارای 120 حزب می باشد.

قرآن 30 جز  دارد.

بزرگترین سوره قرآن بقره است.

كوچكترین سوره قرآن كوثر می باشد.

بهترین آیه،  آیه الكرسی است.

آیه  282 سوره بقره بزرگترین آیه قرآن است.

عظیم ترین آیات  بسم الله الرحمن الرحیم می باشد.

كوچكترین آیه قرآن  مدها متان  در سوره الرحمن  است.

بهترین شب در قرآن  شب قدر است.

بهترین ماه  در قرآن ماه رمضان  است.

بهترین سوره قرآن  یس است.

سوره حمد  به مادر قرآن معروف است.

سوره فجر به سوره امام حسین (ع)  معروف است.

بهترین خوردنی كه در قرآن ذكر شده عسل میباشد.

بهترین نوشیدنی كه در قرآن به آن اشاره شده است شیر می باشد.

در قرآن مجید پانزده آیه سجده دار وجود دارد که بعد از شنیدن یا خواندن چهار آیه آن سجده واجب می شود وباید سجده کرد، یازده آیه دیگر سجده مستحبی است،یعنی اگر سجده نکنی هم اشکالی ندارد.

 

سجده های واجب

1- آیه 15 سوره سجده (الجُرُزْ و یا اَلْمَضاجِعْ)

2- آیه 37 سوره فصلت

3- آخرین آیه سوره نَجم

4- آخرین آیه سوره عَلَقْ.


قربان حرمت امام حسین...

داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمی‌رفت

شخصی از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در این مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام را اراده می‌کرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام می کرد و او را زیارت می‌نمود؛ تا این که سرگذشت او را به «سید مرتضی»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقیب الاشراف» بود رساندند.

 

سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زیارت در مذهب اهل‌بیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه و ضریح را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور می‌باشند و دستشان به حرم مطهر نمی‌رسد.»

آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار.

هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت می‌دانم و نهی از منکر واجب است.»

وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید .

نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود می‌لرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت می‌کرد تا این که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید.

چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعُِِِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است؟»

پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست.»

تشرف یافتگان


علامه حلی در شب جمعه‏ای تنها به زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏رفت. سواره
بود و شلاقی در دستش. اتفاقاً در راه عربی که پیاده به سمت کربلا می‏رفت، با او همراه شد. بین راه مرد عرب مسئله‏ای را مطرح کرد. علامه حلی خیلی زود فهمید مرد عرب بسیار با اطلاع و عالم است. چند سوال کرد تا بفهمد مرد عرب چه عیار علمی‏ای دارد. او هم همه را جواب داد. علامه از علم مرد عرب به وجد آمده بو، جواب تمام مشکلات علمی‏اش را یکی یکی می‏گرفت.


در بین سوال و جواب‏ها نظرشان متفاوت شد. علامه فتوای عرب را قبول نکرد و گفت: این فتوا بر خلاف اصل و قاعده است و روایتی برای استناد ندارد. مرد عرب گفت: دلیل این حکم که من گفتم، حدیثی است که شیخ طوسی در کتاب تهذیب نوشته است. علامه گفت: این حدیث را در تهدیب ندیده‏ام. مرد گفت: در آن نسخه‏ای که تو از تهذیب داری از ابتدا بشمارد، در فلان صفحه و فلان سطر پیدا می‏کنی.

علامه از شدت علم و دانستن غیب شک برد که شاید همراهش امام زمان (عجل‏الله تعالی فرجه‏الشریف) است. ناگاه شلاق از دستش افتاد. مرد عرب خم شد تا شلاق را بردارد. علامه گفت: به نظر شما ملاقات با امام زمان (عجل‏الله تعالی فرجه‏الشریف) امکان دارد؟ مرد عرب شلاق علامه را در دستش گذاشت و گفت: چطور نمی‏شود در حالی که دستش در دستان توست. علامه از بالای مرکبش پایین افتاد و پای امام را بوسید و از شوق زیاد بیهوش شد. به هوش که آمد، هیچ کس در آنجا نبود. ناراحت شد و افسرده.

وقتی به خانه برگشت، کتاب تهذیبش را برداشت. به صفحه‏ای که امام گفته بود نگریست و حدیث را دید. کنار حدیث و در حاشیه کتاب نوشت: این حدیثی است که مولای من صاحب‏الامر من را به آن خبر دادند

آداب دعا

  این را بدان که اسباب و شرط های مستجاب شدن دعا بسیار است، پس باید که درتحصیل کردن و به جای آوردن آن شرط ها سهل انگاری نکنی، از جهت آن که مبادا هرگاه دعایی بخوانی و در اجابت تأخیری شود، پس شیطان تو را وسوسه کند و به خیال تواندازد که نَعوُذُ بِاللّه ِ خدای تعالی وعده ی خود را خُلف کرده است.از جمله ی شرط ها آن است که باید در وقت دعا خواندن دل خواننده ی دعا متوجه به خدای عزّوجل باشد و در خواستن حاجت های خود هم چنان که در طلب شهوت های دنیوی که اکثر آن ها ضرر دنیوی و اخروی است کمال توجه و اهتمام را دارد، باید که در وقت خواندن دعا نیز کمال توجه را داشته باشد.چون جهت خواستن مطلبی دست به دعا برمی داری، باید که امید و تعظیم نمودنِ تو خدای تعالی را زیادتر باشد از آن که دست به سوی خوردن طعام ها یا آشامیدن آبی دراز کنی. زیرا که دست دراز کردن تو به نزد پروردگار جهت خواستن نعمت ها و ثواب های اخروی اَهَمّ و عظیم تر و پر فایده تر است از دست دراز کردن تو به سوی طعام ها و نعمت های دنیوی، پس باید که عقل خود را و دل خود را حاضر سازی از برای دراز نمودن دستِ خود به قدر تعظیم آن کسی که تو دست خود را به نزد او بلند نموده ای و هر آن گاه که در تعظیم خدای تعالی نُقصان نمایی، پس قسم به خدا که چگونه امید استجابت دعا خواهی داشت و حال آن که تو در کردار و گفتار، تهاون (سستی) و سهل انگاری نموده ای. پس آیا تو شخصی را دیده ای که به سبب نافرمانی نزدیک و مقرب در نزد پادشاه شود؟! آیا آن که تو سؤال کننده ای را دیده ای که به بی ادبی کردن به شخصی نزدیکی جوید که از او چیزی طلب می کند؟!شرایط دعا کنندههرگاه که داعی، طلبیدن چیزی را از خدای تعالی اراده داشته باشد، پس باید که در وقت دعا خواندن، دو دست خود را بگشاید و کف دست خود را به جانب آسمان کند و هرگاه خواهد که از جهت ترس از عذاب آخرت دعایی خواند، کف دست خود را به جانب آسمان کند.اول ابتدا به حمد و ستایش خدای تعالی و صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله کند، پس آن گاه حاجت خود را نام برده، از جانب اقدس الهی درخواست نماید.و دیگر آن که خواننده ی دعا باید که دعا کردن و زاری نمودن در خلوت و پنهانی بهتر از دعای بلند و آشکار و در میان مردمان است. و از جمله ی صفات دعا کننده آن است که دل او از یاد آوردن خدای تعالی و نعمت های دنیوی و اخروی او و از ترس عقوبت ها و عذاب های دنیوی واخروی غافل نباشد و به فکرها و خیالات نامشروع و وسوسه های شیطانی مشغول نگردد.و دیگر آن که باید که خوراک و پوشاک او از حلال باشد نه از حرام.و دیگر آن که بَریُ الذِّمه و پاک از حقوق الناس و از ستم نمودن بر بندگان خدای تعالی باشد.و دیگر آن که راضی به ظلم کردن شخصی دیگر نباشد، هر چند او را در آن دخلی نباشد.و دیگر آن که باید که متکبر نباشد، بلکه پرهیزگار و با نیّت صادق و درست باشد.و دیگر آن که دعا جهت رفع ظلم شخصی از او نکند و حال آن که خود به دیگری ظلم کرده باشد.و دیگر آن که بعد از دعا مرتکب گناهان نشود تا آن که دعای او مستجاب شود.و از جمله ی شرایط استجابت دعا آن است که باید اولاً از همه ی گناهان توبه و استغفار نماید و در کمال صَلاح و سداد و راستگویی باشد و دیگر آن که دعا در قطع صله ی رحم نکند.و دیگر آن که دعا در حقّ دوست به حسب دنیا نباشد، زیرا که در حدیث وارد شده که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله از خدای خود مسألت نموده اند که دعای دوستی را در حقّ دوستی دیگر مستجاب نگرداند که دوستی ایشان ازجهت غرض دنیوی باشد.و دیگر آن که باید که دعا کننده طعام خود را از حرام و از مُشتَبه به حرام پاک سازد، هرگاه خواهد که دعای آن مستجاب گردد.دیگر آن که دعا کننده، انگشتری در دست داشته باشد که نگین آن فیروزه باشد، زیرا که از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که فرمودند که: از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله مروی است که خدای تعالی فرموده است که من حیا می کنم از بنده ای که دست خود را بلند کند و حال آن که در دست او انگشتری باشد که نگین آن فیروزه باشد، پس آن دست را ناامید برگرداند.و دیگر از شرایط آن است که در دست او انگشتری باشد که نگین آن عقیق باشد، زیرا که از حضرت امام جعفرصادق علیه السلام منقول است که فرمودند: دستی به سوی خدای عزّوجل برداشته و بلند گردانیده نمی شود که دوست داشتنی تر باشد از دستی که در آن انگشتری باشد که نگین آن عقیق باشد.اوقات استجابتبه سندهای معتبر، منقول است که از جمله ی اوقات استجابت دعاست این اوقات:ـ وقت زایل شدن آفتاب از دایره ی نصف النهار (ظهر)ـ نزد شنیدن اذان برای هر نماز؛ـ ساعت اول از روز جمعه و ساعت آخر از روز جمعه؛ـ سه یک آخر از همه ی شب ها که آن را وقت سحر گویند؛ـ تمام شب جمعه؛ـ وقت آمدن باران؛ـ بعد از هر نماز واجب؛ـ بعد از نماز شام هر گاه به سجده رود؛ـ در وقت گریه و تضرع و زاری؛ـ وقتی که آفتاب به قدر یک نیزه مانده باشد که به وقت ظهر رسد در هر روز؛ـ بعضی از این اوقات، روایت دارد و بعضی از این ها به تجربه رسیده است.در اوقات اجابت دعا که در هر سال یک مرتبه باشد، از آن جمله شب قدر است که آن شب نوزدهم و شب بیست و یکم و شب بیست و سوم ماه رمضان المبارک است و خصوصا اگر چنان چه احدی به شب قدر، علم داشته باشد و اگر به یقین شب قدر را ندانسته باشد. پس احادیث درباره ی فضیلت شب بیست و سوم بیشتر است و از برای اجابت دعاها این شب راجح تر است.ـ و از آن جمله، روزهای این شب هاست: روز نوزدهم و بیست ویکم و بیست وسوم.ـ روز عید مولود حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله که هفدهم ماه ربیع الاول است.ـ شب مبعث حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله که بیست و هفتم رجب است و روز آن.ـ روز عرفه و شب عرفه است، خصوصا از برای شخصی که در عرفات یا کربلای معلا باشد.ـ شب ها و روزهای سه عید است و آن شب عید غدیر است و روز اوست و شب عید رمضان (فطر) و روز آن است و شب عید قربان و روز آن است.ـ شب اول ماه مبارک رجب است و به روایتی دیگر در هر شب از ماه رجبـ روز نصف (نیمه ی) شعبان و شب.

حدس بزن

اگر توانستید بگین حرکات نماز پشت سر هم به نام کیست رمز ادامه ی مطلب را پیدا کرده اید ومی توانید از زندگینامه ی ایشان مطلع شوید.


10554920446725025202.jpeg

برای دیدن تصویر بزرگتر روی آن کلیک کنید..

ادامه نوشته